اشتراک دانسته ها!!

بالاخره تضمیم گرفتم به پست ثابت بذارم! حس میکنم ارتباط با مخاطب رو بهتر میکنه !

من در حال حاضر مشغول به تحصیل در دوره ی دکترای پیوسته بیوتک تهران هستم. توی این وبلاگ مطالب آموزشی و مشاوره ای که به نظرم جالب بیاد ( ترجمه یا دست نویس) ، کتابایی که میخونم و خوشم میاد و یکمم در مورد روزمرگی هام مینویسم. بعضی وقتام کتابایی که فک میکنم مفید هست رو لینک میدم. 

خیلی وقته فعالیت نداشتم و بیشتر توی اینستاگرام و تلگرام بودم ولی ازون فضا زده شدم و وبلاگ نویسی و وبلاگ خونی حس خیلی بهتری بهم میده. حس زندگی. بدون تبلیغات. بدون اغراق. بدون فریب.

اگه نظری داشتید دو گوش برای شنیدن و دو چشم برای خوندن دارم!! با کمال میل پذیرای نظراتتون هستم! دیدن یه نظر راستش خیلی خوشحالم میکنه بخاطر همین به خودم قول دادم هر وبلاگی که میرم نظر بذارم حتماً. 

همین دیگه پرحرفی نکنم! باحوصله باشیم!! 

+ راستی شما رنگ مورد علاقه دارید؟
+ آخرین کتابی که خوندی چی بوده؟
+ آخرین هدیه ای که خریدی چی بوده؟
+ امروز چی یاد گرفتی؟



منو در بلاگلاوین دنبال کن
نوشته شده در دوشنبه 6 شهریور 1396 ساعت 12:22 ب.ظ توسط حسنا :) نظرات |

زیست سلولی مولکولی 
دکتر سین.جیم
تدریس فصل ۹ تا آخر ۱۳ از کتاب آلبرتس
میانترم نگرفت
۱ نمره برای ارائه ( اختیاری)
-----
میکروب ۱
دکتر الف
تدریس فصل ۱ تا آخر ۳ -> میانترم
تدریس فصل ۷ و ۸ -> پایانترم
از کتاب پرسکات
ارائه (اختیاری )
----
بیوشیمی
دکتر صاد
کربوهیدرات ها -> لیپیدها -> نوکلئیک اسیدها
میانترم نگرفت
سوالات تستی هستند
-----
شیمی فیزیک
دکتر ب
فصل ۱ تا آخر ۵ -> میانترم
از کتاب لواین
----
آزمایشگاه سلولی مولکولی
دکتر سین.جیم
کشت سلول های عادی و سرطانی
اندازه گیری dt 
استخراج پروتئین آلکالین فسفاتاز و اندازه گیری فعالیت و مقدار آن
رنگ آمیزی فلورسانت

منو در بلاگلاوین دنبال کن
نوشته شده در دوشنبه 20 آذر 1396 ساعت 12:54 ب.ظ توسط حسنا :) نظرات |

:) چی بهتر از این؟؟

چون ویرایش ششم به سختی رایگانش گیر میاد گفتم بذارم دیگه

با تشکر از استاد س.ج




منو در بلاگلاوین دنبال کن
نوشته شده در یکشنبه 28 آبان 1396 ساعت 10:03 ب.ظ توسط حسنا :) نظرات |

اتفاقاتی افتاده که تصمیم گرفتم تمام کارهای جانبیمو کنار بذارم و فقط درس بخونم. لحظات خیلی خوشحال کننده ای اینجا داشتم ؛ امیدوارم به وضعیت پایدار و مطلوبی برگردم و بازم بنویسم.

خدا مواظب هممون باشه انشالله !

موفق باشیم !!


منو در بلاگلاوین دنبال کن
نوشته شده در جمعه 17 شهریور 1396 ساعت 08:49 ب.ظ توسط حسنا :) نظرات |

سلام! اینا فیلمایی هستن که خیلی خوشم اومده و ژانر مورد علاقم اکشن و معمایی و پلیسیه ، البته فقط بزن بزن و بدو بدو ، خون و خونریزی و کشتن با سلاح سردو دوس ندارم (چیزی که تازگیا تو هالیوود مد شده!) 

1. جان سخت (die hard) : اینم فیلم 5 سری داره ، یه قهرمان که اتفاقی توی موقعیت هایی قرار میگیره و اکشنش به نظرم بی نظیره!! 

2. بلوک ب13 ( district b13) : در مورد یه محلس که به خاطر خلافکاریای زیاد پلیس اونو جدا کرده از شهر ولی ادمای خوبی هم اونجا پیدا میشن و حالا دوباره اتفاقاتی که میفته.

3.عملیات غیر ممکن (mission impossible) : فوق العادس!! به خوبی جان سخت!! این هم 5 قسمت داره.

4.ربوده شده (taken) : اینم ازون اکشناس ها! 3 قسمت داره و عاااالیه!

5.شغل ایتالیایی (the Italian job 2003) : اینم داستان یه دزدیه ولی ازون دزدیای پرماجرا با ملات (ملاط؟) اضافه ! بازم اکشن و عالی!


و این فیلمای اکشنیه که تا حالا خوشم اومده ازشون.

+ پیشنهاداتتون برای فیلم این سبکی رو با کمال میل پذیرا هستم 
+ فیلم مورد علاقه شما چیه؟
+شما چه سبکی رو می پسندید؟



منو در بلاگلاوین دنبال کن
نوشته شده در پنجشنبه 16 شهریور 1396 ساعت 10:51 ق.ظ توسط حسنا :) نظرات |

امروز مامانم گفته بود موقع سبزی پاک کردن جعفریا رو جدا کنم برای سوپ ولی من گشنیزا رو جدا کرده بودم!! هیچ وقت فرق این دو تا رو نفهمیدم ولی امروز میخوام اینجا به صورت تخصصی تفاوت های این دو رو براتون توضیح بدم تا انشالله نه من نه شما دیگه گشنیز و جعفری رو تشخیص بدیم!

جعفری گشنیز

رنگ سبز نسبتاً تیره سبز نسبتاً روشن

نوک برگ ها تیزتر و زاویه دار برگ های گردتر

طعم و بوی بیشتر طعم و بوی کمتر

گشنیز - گرد

+ گشنیز گاهی شکلای عجیب غریب هم داره!

+بعضیا طعم گشنیزو دوس ندارن!

مرزه و ترخون رو قبلا نمیتونستم تشخیص بدم ولی الان دیگه یاد گرفتم ، ولی بازم اینجا تفاوتشون رو مینویسم.

مرزه ترخون


برگاش پرز دارن یکم بدون پرز

رو ساقه فاصله ی برگ ها بیشتره برگ ها پشت سر هم روی ساقه قرار دارن

ساقه ضخیم تر ساقه خیلی نازک

سبز روشن تر سبز تیره تر

+ ناگفته نماند که سبزی شماره یک من حتی قبل از شاهی مرزس!!

+ دوستان می فرمایند جعفری چون جعفر داره مثل آقایون زبره ولی گیشنیز نرم و لطیفه برگش ^ ^


منو در بلاگلاوین دنبال کن
نوشته شده در چهارشنبه 15 شهریور 1396 ساعت 05:53 ب.ظ توسط حسنا :) نظرات |

خب داستان ازونجا شروع شد که من چند تا کتاب خریدم و خوندمشون ولی دلم نمیخواست تو قفسه خاک بخورن و دوس داشتم دست به دست بشه تا بقیه هم بخونن ؛ در همین حال توی اینترنت یکم گشت و گذار کردم تا ببینم آیا بقیه هم این فکرو داشتن یا نه که با یه طرح به اسم کتاب مسافر آشنا شدم.

شما توی سایت www.ketabemosafer.com ثبت نام میکنید و کتابتون رو اونجا ثبت می کنید ، بعدش یه کد به شما داده میشه، شما کد رو روی برچسب مینویسید و برچسب رو به کتاب میچسبونید. اونوقت کتاب رو راهی سفر میکنید. کتابفروشی ، ایستگاه اتوبوس ، نیمکت پارک یا حتی یه دوست !

برچسب در قالب یه پی دی اف بهتون داده میشه که خودتون باید پرینت بگیرید و بچسبونید.

بعدش نتایج تحقیقات من این بود که یه سایت خارجی هم به اسم www.bookcrossing.com وجود داره که اون در مقیاس جهانیه هرچند من با نسخه ایرانیش راحت تر بودم.

امیدوارم شما هم به این پویش کمک کنید !!

+ این اونجاییه که من با کتاب کاغذی موافقم!! :)


منو در بلاگلاوین دنبال کن
نوشته شده در سه شنبه 14 شهریور 1396 ساعت 06:24 ب.ظ توسط حسنا :) نظرات |

بعضیا انقدر تغییر کردن که حتی از غریبه ها کمتر میشناسیشون انگار

---

مواظب عادتام باید باشم ؛ واقعا گاهی بعضی عادت ها حتی به شوخی تبدیل به خلق و خوی ما میشن

---

نمیدونم چه دعایی باید کنم. امیدوارم همه چی خوب پیش بره. امیدوارم یه چیزایی رو یادم نره. امیدوارم بازم بیام زیارت.

---

دلم خیلی میخواد برم حرم حضرت معصومه.

---

زیارت خوندن برای دیگران خیلی خوشحال کنندس

---

...



منو در بلاگلاوین دنبال کن
نوشته شده در دوشنبه 13 شهریور 1396 ساعت 09:30 ب.ظ توسط حسنا :) نظرات |

امان از پلاستیک !!

آبمیوه و بستنی در ظرف یکبار مصرف، بطری های آب و آبمیوه، خرید ها داخل بسته بندی و بسته بندی ها درون نایلون !

امیدوارم در سفر دیوانه نشوم :(


منو در بلاگلاوین دنبال کن
نوشته شده در دوشنبه 13 شهریور 1396 ساعت 01:57 ب.ظ توسط حسنا :) نظرات |

خوشحالی امروز : به جای لیوان یکبار مصرف از لیوان خودم برا شربت استفاده کردم!!

---

تاچسی تو رفت و آمد خیلی بهمون کمک کرد :)

---

اگه رفتید سرزمین موجهای آبی حمام ترکی رو از دست ندید!

---

امشب دختردایی اینا با یه کیک تولد یهو اومدن پیشمون و حسابی شگفت زده شدیم ! تولد یه سالگی دختر کوچولوش بود ^ ^

---

فوبیای شدیدی نسبت به مکانهای بسته دارم ، فقط چشمامو میبندم و حتی نمیتونم جیغ بکشم ، باید نفس عمیق بکشم و عمیقا حواسم به صداهای اطراف باشه ؛ خیلی وقته دیگه تو شهربازی بهم خوش نمیگذره زیاد و واقعا میترسم. شاید مرگ رو نزدیک تر و محتمل تر از قبل احساس میکنم. یه لحظه امروز سرم رفت زیر آب و خیلی وحشت زده شدم. انگار مغزم واقعا کار نمیکرد در حالی که عمق آب حدود بیست سی سانت کمتر از قدم بود نتونستم کاری کنم و نجات غریق اومد و سرمو نگهداشت بالای آب تا تونستم رو پاهام وایستم. فک نمیکردم غرق شدن انقد هولناک باشه. البته خداروشکر فقط یک لحظه بود.

---

دلتنگم. خیلی. خیلی. خیلی.


منو در بلاگلاوین دنبال کن
نوشته شده در یکشنبه 12 شهریور 1396 ساعت 12:18 ق.ظ توسط حسنا :) نظرات |

دو چیز در حرم هربار نگرانم میکنه ؛ یکی پلاستیک های کفش و دومی لیوان های یکبار مصرف.

اینبار با اینکه با خودم لیوان بردم بازم دو تا لیوان یکبار مصرف استفاده کردم

و سرنوشت پلاستیک ها هم همچنان برام نامعلومه، با اینکه پلاستیکو دور نریختم و تو سبدا انداختم ولی هرروز پلاستیک های استفاده نشده جلوی در ورودی به زائرا میدن. خیلی نگران کنندس :(

---

دلتنگم. خیلی. خیلی.


منو در بلاگلاوین دنبال کن
نوشته شده در شنبه 11 شهریور 1396 ساعت 09:40 ق.ظ توسط حسنا :) نظرات |

تو اتوبوس نشسته بودیم و نوه دایی که سه سالشه یکم بلند حرف میزد ، بعدش یه خانوم جوون چندین بار صورتشو به حالت انزجار به سمتش چرخوند انگار که با چهرش بخواد بگه اه اه جمع کنید بچتونو دیگه. به نظرم رفتار خیلی نامهربونانه ایه! بچس خب دیگه!

---

تو حرم نشسته بودیم یه آقای میانسالی با گوشی صحبت میکرد ، طوری که ما صداشو میشنیدیم ، انگار زنش بود ، بعدش یهو دو تا جعبه سیگار و کفشاشو گذاشت زمین و تو تلفن گفت به جون مادرم قسم اگه سیگار دستم باشه. چندین بار هم تکرار کرد دروغ چرا بگم دروغگو دشمن خداست. هیچی نمیتونم بگم. فقط غمگین شدم.

---

تو حرم به نوه داییم میگم امام رضا کجاس، با دستاش به صحن و محوطه اشاره میکنه میگه اینا امام رضاس دیگه، بهش میگم این حرم امام رضاس میگه نههه اینا امام رضاس، فک کردی حرمه؟ نه اینا امام رضاس.

گاهی بعضی حرفا آدمو به فکر وامیداره. فقط همین.

---

میگن کاش به جای اینهمه خرج و آینه کاری و این حرفا به فقرا کمک میکردن. حرم به اندازه کافی بزرگ هست چرا هی بزرگترش میخوان کنن. به نظر من خب از یه طرف این آینه کاری خودش یه نوع اشتغاله و امکانات حرم هم برای آسایش زائراس ولی خب واقعا حق میدم بهشون. شاید در مورد حرم امام رضا یه خورده افراط کردیم.

---

نشسته بودیم تو صحن چند تا پسر نوجوون با لباسای کار مخصوص حرم اومدن گفتن پاشید میخوایم فرشا رو تنظیم کنیم. بعدش که پاشدیم فقط یکی دو سانت با پا فرشا رو صاف کردن‌. به نظرم ارزششو نداشت به زائر بگن بلند شو ! فک کردم شاید فقط خواستن قدرت نمایی کنن!! عجیبه !!

---

فک کنم پنج بار بیشتر شد که خادمای حرم گفتن خانوما چادر رو سرتون باشه. البته ما حجابمون درست بود ولی گیر میدادن میگفتن چادر باید رو سر باشه نه گردن و کمر. واقعا چرا؟

---

دو تا ماشین که روشون نوشته بود مخصوص حمل فراورده های دامی خام منجمد رد شدن از جلومون. خالم گفت اینهمه میگن غذای حضرتی غذای حضرتی ما که یه بار هم ندیدیم. این حرفا الکیه بین خودشون تقسیم میکنن غذاهارو. بعدش دخترداییم رفت نون و پنیر خرید داشتیم میخوردیم یه خانوم از خادمای حرم اومد گفت خانوما غذای حضرتی دارم اینا دست نخوردس اضافه اومده اگه میخواین بهتون بدم. ما هم بدون تعارف قبول کردیم. یه پرس بود دیگه نفری یکی دو لقمه خوردیم. انگار معجزه شده بود.

---

هیچ وقت نتونستم تو حرم غرورمو بشکنم. تو دلم فقط خجالت زده ام. دلم میخواد یه روز تنهایی بیام. جلوی در ورودی بشینم و فقط گریه کنم. من لیاقت داخل شدن به این مقامو ندارم هنوز.

---

به دوستام گفتم حرمم ، یکیشون گفت تا حالا نیومده مشهد. از ته دلم آرزو دارم بیاد زودتر.

---

دلتنگم. خیلی.



منو در بلاگلاوین دنبال کن
نوشته شده در جمعه 10 شهریور 1396 ساعت 01:59 ب.ظ توسط حسنا :) نظرات |

دارم میرم مشهد بعد از مدت ها !!

براتون دعا میکنم ، برام دعا کنید :)


منو در بلاگلاوین دنبال کن
نوشته شده در پنجشنبه 9 شهریور 1396 ساعت 10:21 ق.ظ توسط حسنا :) نظرات |

برای خودم یه لیست درست کردم ، کتابهایی که در طول سال میخرم رو وارد این لیست میکنم ، بعدش جلوش به تعداد صفحات تقسیم بر 100 به علاوه 1 خط میکشم. یعنی برای یک کتاب 340 صفحه ای 4 تا خط. بعدش هر 100 صفحه که بخونم روی خطوط عددشو مینویسم ، 100، 200 ، 300 و وقتی کتابو کامل خوندم رو خونه ی آخر تیک میزنم. و این هم در راستای همون شکستن کار به کارهای کوچکتره. با این کارای منظم کردنی خیلی لذت میبرم!! شما برای کتاب خوندن چه برنامه ای دارید؟ 


+اونایی که کنارشون e نوشتم یعنی کتاب الکترونیکی هستن. معمولا از فیدیبو میخرم.

منو در بلاگلاوین دنبال کن
نوشته شده در چهارشنبه 8 شهریور 1396 ساعت 03:04 ب.ظ توسط حسنا :) نظرات |

دیروز رفته بودم مدرسه که مثلا رتبه برترا با بچه ها صحبت کنن ، بعدش یکی از بچه ها که رتبش از من بهتر بود گفت که من برای تمام حفظیاتم از جعبه لایتنر استفاده می کردم و چیزی رو که یه سال پیش خوندم و هربار یادم میرفته با جعبه لایتنر تو یه ماه یاد گرفتم و هنوز که هنوزه یادم نمیره. 

من خودمم استفاده میکردم البته یه مدت ولی خب یه خورده حوصله سر بر بود گاهی ، گذاشتمش کنار. ولی دوباره با حرف این دوستم امروز رفتم این جعبه رو آوردم ( که اسمش جعبه به یاده و مال کانون قلم چیه) یه چندتا فیش سفید هم داشتم، اونارم برداشتم تا باهاش لغتای انگلیسی و آلمانی یاد بگیرم.

اینم دیکشنری جیبی آلمانیمه که خیلی وقته خریدم و هر لغتی که نگاه میکنم کنار لغتو تیک میزنم تا بدونم این لغتو قبلا خوندم. 

اون ماژیک فسفریارم برا آلمانی رفتم خریدم (جز زردش) چون همه اسامی مذکر مونث خنی دارن ، مونثا رو صورتی میکنم ، مذکرا رو ابی ، خنثی ها رو سبز و غیر اسم ها رو زرد. تا تو ذهنم بهتر بمونه. 

آهان بعد طرز کارم اینجوریه که ، روز اول لغت ها رو وارد خونه اول میکنی ، سمت راست پایین ترین خونه (اون سه تا خونه کوچیکه روزانه ان) ، بعدش روز دوم لغتا رو میخونی اگه بلد بودی وارد خونه دوم روزانه میکنی ، روز سوم لغتا رو میخونی ، اگه بلد بودی وارد خونه سوم روزانه میکنی ، اینم بگم هرجایی که لغت رو بلد نبودی لغت برمیگرده به خونه اول اول. بعدش روز چهارم لغتا رو میخونی اگه بلد بودی وارد خونه اول هفتگی میکنی. یه روز از هفته رو باید بذاری برا خون های هفتگی. من مثلا یکشنبه رو انتخاب کردم. بعدش یکشنبه لغتای اون خونه رو میخونی و اگه بلد بودی میره وارد خونه دوم هفتگی. هفته بعدش یکشنبه لغتا رو میخونی و میره وارد خونه اول ماهانه. و باز یه روز در ماه برای بررسی خونه های ماهانه باید انتخاب بشه که من اول ماه رو انتخاب کردم. و بعد اون روز اگه درست جواب بدی میره تو خونه ی دوم ماهانه و اگه ماه بعد هم درست جواب بدی لغت از جعبه خارج میشه و به ذهن شما برای همیشه وارد میشه!! البته این در صورتیه که یه لغت بتونه از تمام این سد ها عبور کنه. و در واقع لغات جدید هرروز وارد خونه اول میشن. (امیدوارم مطلبو رسونده باشم!)


منو در بلاگلاوین دنبال کن
نوشته شده در چهارشنبه 8 شهریور 1396 ساعت 02:40 ب.ظ توسط حسنا :) نظرات |

"سلام ! اونروز بهتون گفتم که اون کتاب در مورد امام محمد باقر (ع) رو خریدم و میخوام بخونم. من دو تا حساب تو طاقچه دارم و اشتباهی با اون حسابی کتاب رو خریده بودم که رو گوشیم ندارم (چقد پیچیده!)

بخاطر همین رفتم یه کتاب دیگه به اسم 《حکمتهای باقری ، چهل حدیث از امام باقر (ع)》 خریدم از طاقچه تا با گوشی بخونم. و خب بعد از خوندن یک حدیث تصمیم گرفتم که توی باژوم یه لیست خوندنی از تمام ۴۰ حدیث برای ۱۴ معصوم درست کنم !! به شکل زیر (جلوی هر اسم 40 خونه وجود داره و هر حدیث رو که بخونم عددش رو وارد خونه ها می کنم) :



+ یکی از راههای انگیزشی در من برای انجام یه کار تقسیم اون به بخشای کوچیکتره و این کارا هم در راستای همونه!!



منو در بلاگلاوین دنبال کن
نوشته شده در چهارشنبه 8 شهریور 1396 ساعت 11:47 ق.ظ توسط حسنا :) نظرات |


 Design By : Pichak