تبلیغات
لبخند میزنم :) - خواندم : گنگ محل

لبخند میزنم :)

خیلی دوس داشتم بخونمش بخاطر متن پشتش : 
می گویند هرشخصی به زبان مادری اش فکر می کند، سوال اینجاست که لال مادرزاد به چه زبانی فکر می کند؟ 
مطابق با افسانه، اکبرشاه گورکانی فرمان داد کاخی در بیابانی دور افتاده بسازند. وی دوازده نوزاد را از سرتاسر امپراتوری جمع آوری کرده، در آن کاخ قرار داد و پرستاری از آنها را به خدمتکارانی خاموش محول کرد، تا از این طریق به پرسش دیرینه‌ی انسان در باب زبان تکلم پاسخ دهد: زبان تکلم فطریست یا اکتسابی؟ 
این کاخ 《گنگ محل》 نام گرفت. 
----
خب برا من موضوع خیلی خیلی جذابی بود ولی خب راوی داستان یه آدم روانیه که چندین نفرو به راحتی میکشه و یه آزمایشی در همین باب انجام میده که میشه گفت آزمایش بی نتیجه رها میشه. با اینحال اون وسطا جملات الهام بخشی هم داشت برام. از خوندنش به وجد نیومدم ولی هرچقدم ازش بد تعریف میکرد کسی قبل از اینکه خودم بخونم نمیتونستم اشتیاقمو برای خوندنش فروکش کنم. فوقع ما وقع! 
----
نشر هیرمند
ترجمه رضا اسکندری آذر
---
فک کنم تا چند روز آینده کتابو به مرکز تبادل کتاب تحویل بدم. 


19 بهمن 96 ساعت 18:05 | حسنا :) | نظرات