تبلیغات
لبخند میزنم :) - داستان همشهری، ویژه‌نامه نوروز ۹۷ _ روایت‌ها

لبخند میزنم :)

در میان جشن / بلقیس سلیمانی : از نوروز در دوران کودکی و جوونیش توی روستاشون تعریف میکنه. خیلی خیلی به دلم نشست :) کرمانی هستند ایشون. متن خیلی شیرین و روانی داشتند و دوس دارم خیلی زود یه رمان ازشون بخونم. اگر هم میشناسید معرفی کنید :) 

صد و یک دلیل برای زنده‌ماندن/ محمد حسن شهسواری : از لحظه هایی میگه که یهو یه لبخند رو لب آدم میشینه و با خودش فک میکنه دنیا هنوز هم قشنگیاشو داره :) 

تهران سین/ مسعود فروتن : از خاطراتش با همسر سابقش سیمین هاشمی میگه و عشق ماشین سواریشون. البته خیلی تلخه. چون دیگه سیمین همسر یکی دیگس. :( 

باغ تامسون/ فیروزه گل سرخی : از خاطره‌ی تحویل سال در باغ پرتقال میگه، وقتی که بخاطر حمله‌ی هوایی از تهران فرار کردن چند روزی. 

چرا پول براینر مریض شد؟ / سروش صحت : ماجرای وابستگیش به سیگار و خواهش مادرش برای ترک سیگار 

کمره و کابل / عتیق رحیمی : خاطره‌ای از مهاجرت افغان‌ها 

هدیه / آیزاک باشویس سینگر : خییییلی داستان زیبا و در عین حال غم انگیزی بود. زنی برای شکایت از شوهرش به دادگاه میره و داستان از زبان پسر قاضی نقل میشه.

قلمرو این عالم / ماریوبار گاس یوسا : ترس از پرواز و ماجرای غلبه بر اون 

سکوت / شرمن الکسی : داستان شرمن و مادرش که با اون صحبت نمیکرد. 

سی ساعت / دنی شاپیرو : ماجرای ترس دنی از زایمان و بالاخره بچه دار شدنش 

پیک نیک خانوادگی / جفری : از خاطرات کودکیش و پیک‌نیک‌های خانوادگیشون توی هند میگه. راستش زیاد خوشم نیومد، یعنی همزاد پنداری نتونستم کنم، احساسی رو درونم زنده نکرد. 






8 فروردین 97 ساعت 12:35 | حسنا :) | نظرات