لبخند میزنم :)

راهنمایی که بودم چند نسخه از این مجلّه در کتابخانه بود ولی ترغیب نشده بودم که آنها را بخوانم. تا اینکه یک روز یکی از آنها را برداشتم تا بخوانم و در همان آغاز شیفته‌ی این مجلّه شدم.


حالا سالهاست که پیگیر این‌ مجلّه هستم ، البته سالهای آخر دبیرستان با تجمّع درس ها آن را نخواندم تا آنکه وارد دانشگاه شدم و دوباره روز اول هر ماه دوان دوان به سوی دکّه میروم تا مبادا یک شماره عقب بیفتم.


مجلّه ی شیرینی است. همه چیز در خود دارد و آنچه بیشتر از هر مجله ای در آن میبینم محتواست. پیشنهاد میکنم شما هم یک بار بخوانید.



2 شهریور 96 ساعت 15:01 | حسنا :) | نظرات