تبلیغات
لبخند میزنم :) - دفترچه خواب و دفترچه شعر

لبخند میزنم :)

دوتا دفترچه جدید تصمیم گرفتم امروز بردارم ؛ تو یکیش هر صبح که پامیشم خوابامو بنویسم ، تو یکیشم شعرایی که میخونم‌ گاهی و خیلی به دل میشینه رو بنویسم.

خواب دیدن کلا پدیده جذابی شده برام و امیدوارم بتونم یه چیزایی از خوابام کشف کنم ، از بس خوابای فیلمی میبینم. بعضی وقتا انقد فیلمش خوبه که دلم میخواد شبای بعد ادامش رو هم ببینم. امروز یه جاییم تو قرآن یه آیه ای دیدم برام جالب بود ، سوره زمر آیه ۴۲ ، ترجمش این میشه :

ﻭ ﺧﺪﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺭﻭﺡ [ ﻣﺮﺩم ] ﺭﺍ ﻫﻨﮕﺎم ﻣﺮﮔﺸﺎﻥ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻛﺎﻣﻞ ﻣﻰ ﮔﻴﺮﺩ ، ﻭ ﺭﻭﺣﻲ ﺭﺍ ﻛﻪ [ ﺻﺎﺣﺒﺶ ] ﻧﻤﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻧﻴﺰ ﺑﻪ ﻫﻨﮕﺎم ﺧﻮﺍﺑﺶ [ ﻣﻰ ﮔﻴﺮﺩ ] ، ﭘﺲ ﺭﻭﺡ ﻛﺴﻲ ﻛﻪ ﻣﺮﮒ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺍﻭ ﺣﻜﻢ ﻛﺮﺩﻩ ﻧﮕﻪ ﻣﻰ ﺩﺍﺭﺩ ، [ ﻭ ﺑﻪ ﺑﺪﻥ ﺑﺎﺯ ﻧﻤﻰ ﮔﺮﺩﺍﻧﺪ ] ﻭ ﺩﻳﮕﺮ ﺭﻭﺡ را ﺗﺎ ﺳﺮﺁﻣﺪﻱ ﻣﻌﻴﻦ ﺑﺎﺯ ﻣﻰ ﻓﺮﺳﺘﺪ ; ﻣﺴﻠﻤﺎً ﺩﺭ ﺍﻳﻦ [ ﻭﺍﻗﻌﻴﺖ ] ﺑﺮﺍﻱ ﻣﺮﺩﻣﻰ ﻛﻪ ﻣﻰ ﺍﻧﺪﻳﺸﻨﺪ ، ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻫﺎﻳﻲ [ ﺑﺮ ﻗﺪﺭﺕ ﺧﺪﺍ ]ﺳﺖ

کلا به نوروساینس انگار علاقه مند شدم و یه قسمتاییش برام جذاب شده ، حالا باید جلوتر برم ببینم میخوام ادامه بدم یا نه. سخت ترین قسمت درس خوندن همینه که تصمیم بگیری میخوای چه گرهی از دنیا باز کنی و تو چه زمینه ای کار کنی. حالا از یه دفترچه خواب به کجا رسیدم!

دفترچه شعر هم همینجوری دلم خواست. چون بعضی شعرا رو خیلی دوس دارم و نمیدونم کجا ازشون نگهداری کنم. حالا شاید هم یه وبلاگ باز کردم براش! حتی شاید برا خوابامم یه وبلاگ باز کردم. آخه همین صرفه جویی در کاغذ و این حرفا. ولی خب نه همون دفترچه بهتره. کلی دفترچه بلااستفاده دارم.

+ شما تا حالا ازین دفترجه ها داشتید؟ تجربتون خوب بوده یا بد؟

+ شما چطور رشتتونو انتخاب کردید و کلا هدف نهایی نهاییتون از درس خوندن چیه؟

* فونت رو بزرگ کردم :)



26 دی 96 ساعت 23:27 | حسنا :) | نظرات