لبخند میزنم :)

اگه قراره به کسی لطفی کنید و بعدش منت بذارید خواهش میکنم الطافتونو برا خودتون نگه دارید.


هیچ وقت بچه هاتونو پیش خودتون نخوابونین وقتی بزرگ میشن. بعدش عادت میکنن نمیتونن تنها بخوابن دچار مشکل میشن. بذارین بترسن ده بار ولی تو اتاق خودشون تنها بخوابن.


بعدا نوشت : صبح خیلی عصبانی و ناراحت بودم ولی الان شدیداً خوشحالم امتحانمون کنسل شد ^ ^

یه روز از صبح تا شبش چقدر میتونه متفاوت باشه...



30 دی 96 ساعت 09:12 | حسنا :) | نظرات

چیزی که بیشتر از همه اینروزا در موردش با بقیه بحث کردم و با اینکه نتونستم از اعتقادم به عدل الهی صرف نظر کنم ولی متقابلاً هم نتونستم بقیه رو متقاعد کنم که دنیا عادلانه اداره میشه. عدل مطلق الهی.

البته متاسفانه مطالعه ای در این مورد نداشتم ، اگه کتابی بهم پیشنهاد بدید (چه موافق چه مخالف) ممنون میشم.

ولی خب خلاصه بحث ها به این سوالات منتهی شده و هر دو طرف از پاسخ باز موندیم. گفتم با شما هم مشورت کنم شاید شما پاسخ یا نظری داشته باشید.

۱. آیا آدم هایی داریم که همه چی داشته باشن ؟ یا آدم هایی که هیچی نداشته باشن ؟

۲. اشخاصی که در کودکی می میرند چگونه قضاوت میشن؟ اگه به بهشت موعود برن آیا عادلانه هست؟

۳. هدف از زندگی چیه؟ تکامل روح ؟

۴. آیا تنها زندگی ما قبل از محاکمه شدن در قیامت توی این دنیاس؟

۵. آیا ما قبل از به دنیا اومدن اجازه انتخاب داریم؟ آیا ما خودمون قبل از دمیده شدن روح در جسم انتخاب میکنیم زندگی دنیویمون رو؟

۶. آیا نعمت های بهشت ذکر شده ، جز قربت خدا ، نعمت های کمی نیستند برای اینهمه خوب بودن بعضی آدم ها؟ کسی که شهید شده آیا داشتن قصرها و انواع میوه ها و سایه خنک درختان میتونه براش زندگی ایده آل و آرمانی ای باشه؟

۷. آیا تکامل روح در بهشت و جهنم ادامه پیدا میکنه؟ آیا انسان ها در اون دنیا هم اختیار خواهند داشت؟ با علم بر اینکه انسان خود نفس اماره دارد، آیا در بهشت می توان به انسان اختیار داد و امنیت انتظار داشت؟



البته سوال آخر مربوط به عدل نبود در ادامه ی سوال ۶ آوردمش فقط. اینا چیزاییه که من و دوستام نتونستیم بهشون جواب بدیم و حتی نمیدونیم کجا میتونیم دنبال پاسخ بگردیم. خوشحال میشم نقطه نظر شما رو هم بدونم.



28 دی 96 ساعت 19:48 | حسنا :) | نظرات

دوتا دفترچه جدید تصمیم گرفتم امروز بردارم ؛ تو یکیش هر صبح که پامیشم خوابامو بنویسم ، تو یکیشم شعرایی که میخونم‌ گاهی و خیلی به دل میشینه رو بنویسم.

خواب دیدن کلا پدیده جذابی شده برام و امیدوارم بتونم یه چیزایی از خوابام کشف کنم ، از بس خوابای فیلمی میبینم. بعضی وقتا انقد فیلمش خوبه که دلم میخواد شبای بعد ادامش رو هم ببینم. امروز یه جاییم تو قرآن یه آیه ای دیدم برام جالب بود ، سوره زمر آیه ۴۲ ، ترجمش این میشه :

ﻭ ﺧﺪﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺭﻭﺡ [ ﻣﺮﺩم ] ﺭﺍ ﻫﻨﮕﺎم ﻣﺮﮔﺸﺎﻥ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻛﺎﻣﻞ ﻣﻰ ﮔﻴﺮﺩ ، ﻭ ﺭﻭﺣﻲ ﺭﺍ ﻛﻪ [ ﺻﺎﺣﺒﺶ ] ﻧﻤﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻧﻴﺰ ﺑﻪ ﻫﻨﮕﺎم ﺧﻮﺍﺑﺶ [ ﻣﻰ ﮔﻴﺮﺩ ] ، ﭘﺲ ﺭﻭﺡ ﻛﺴﻲ ﻛﻪ ﻣﺮﮒ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺍﻭ ﺣﻜﻢ ﻛﺮﺩﻩ ﻧﮕﻪ ﻣﻰ ﺩﺍﺭﺩ ، [ ﻭ ﺑﻪ ﺑﺪﻥ ﺑﺎﺯ ﻧﻤﻰ ﮔﺮﺩﺍﻧﺪ ] ﻭ ﺩﻳﮕﺮ ﺭﻭﺡ را ﺗﺎ ﺳﺮﺁﻣﺪﻱ ﻣﻌﻴﻦ ﺑﺎﺯ ﻣﻰ ﻓﺮﺳﺘﺪ ; ﻣﺴﻠﻤﺎً ﺩﺭ ﺍﻳﻦ [ ﻭﺍﻗﻌﻴﺖ ] ﺑﺮﺍﻱ ﻣﺮﺩﻣﻰ ﻛﻪ ﻣﻰ ﺍﻧﺪﻳﺸﻨﺪ ، ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻫﺎﻳﻲ [ ﺑﺮ ﻗﺪﺭﺕ ﺧﺪﺍ ]ﺳﺖ

کلا به نوروساینس انگار علاقه مند شدم و یه قسمتاییش برام جذاب شده ، حالا باید جلوتر برم ببینم میخوام ادامه بدم یا نه. سخت ترین قسمت درس خوندن همینه که تصمیم بگیری میخوای چه گرهی از دنیا باز کنی و تو چه زمینه ای کار کنی. حالا از یه دفترچه خواب به کجا رسیدم!

دفترچه شعر هم همینجوری دلم خواست. چون بعضی شعرا رو خیلی دوس دارم و نمیدونم کجا ازشون نگهداری کنم. حالا شاید هم یه وبلاگ باز کردم براش! حتی شاید برا خوابامم یه وبلاگ باز کردم. آخه همین صرفه جویی در کاغذ و این حرفا. ولی خب نه همون دفترچه بهتره. کلی دفترچه بلااستفاده دارم.

+ شما تا حالا ازین دفترجه ها داشتید؟ تجربتون خوب بوده یا بد؟

+ شما چطور رشتتونو انتخاب کردید و کلا هدف نهایی نهاییتون از درس خوندن چیه؟

* فونت رو بزرگ کردم :)



26 دی 96 ساعت 22:27 | حسنا :) | نظرات

خب به خوبی و خوشی دادیم رفت!! دیگه حس میکنم همه امتحانام تموم شده این که تموم شد !

گفتم یکم از سوالایی که یادم هست هنوز رو بنویسم ، شاید به درد بچه های سال بعد بخوره ، اشتراک دانسته هاس دیگه :D

بردمش توی ادامه مطلب :)


ادامه مطلب
26 دی 96 ساعت 13:38 | حسنا :) | نظرات

یادمه بچه بودم خب دلم میخواست خونه کسایی بریم که بچه هم سن و سالم داشتن، بعد گاهی خونه بعضیا که دیر به دیر میرفتیم یا نمیرفتیم بعد از یه مدت ، به مامانم میگفتم چرا نمیریم ، میگفت خب اگه دلشون میخواست بریم خونشون، دو بار که ما رفتیم یه بار هم اونا میومدن. ولی خب من آدمیم که زیاد به این چیزا نگاه نمیکنم. اگرم ببینم کسی نیومده وبلاگم بازم میرم وبلاگش، اصولاً مگه کسی هست تو دنیا که نخواد به وبلاگش سر بزنی؟ 

+ راستی شما «از چیزی سر میزنید» یا «به چیزی سر میزنید»؟ 


24 دی 96 ساعت 18:17 | حسنا :) | نظرات

نتایج یه تحقیقی که امروز اتفاقی خوندم رو خلاصه گفتم براتون بگم. 

روی یه دلفین آزمایش انجام دادن و هدفشون این بوده بهش یاد بدن زباله های کف دریا رو جمع کنه. ( هدفی بسیار متعالی!) 
خب هر بار که دلفین یه زباله میاورده بهش یه ماهی جایزه میدادن. اما از قضا براشون فرق نداشته زباله کوچیک باشه یا بزرگ ، بهش ماهی های یه اندازه میدادن. 
و بعد از مدتی میبینن که دلفین ما چیزایی یاد گرفته که بهش یاد نداده بودن! 
بدین صورت که میرفته زباله های بزرگو زیر یه سنگ قایم میکرده ، هر دفعه بدون زحمت و بدون اینکه دنبال زباله بگرده ، یه تیکه از اونو جدا میکرده ، میاورده میداده و ماهیشو تحویل میگرفته !! 
اما داستان به اینجا ختم نمیشه !!! 
یه بار که یه پرنده به سطح استخر نزدیک میشه ، دلفین آزمایش ما ، که اسمش کلی هست ، اونو میگیره و میاد تحویل میده. و اینبار ماهی های بیشتری بهش جایزه میدن. 
خب حالا عقل سلیم دلفین چیکار میکنه؟ 
اون دیگه ماهیاشو نمیخوره و همیشه یکی دوتا ماهی ذخیره میکنه ، تا وقتی یه پرنده تنها به سطح استخر نزدیک شد از ماهی های ذخیرش به عنوان طعمه استفاده کنه ، پرنده رو شکار کنه و ماهی های بیشتری بگیره !!! 
و حالا جالب تر از اون اینه که این چیزا رو به بچشم یاد داده و اونم اینا رو به بقیه یاد داده :/ 

دیگه حرفی ندارم.

اهان اینم لینک منبع : https://www.littlethings.com/brilliant-kelly-the-dolphin-fools-trainers/


23 دی 96 ساعت 19:25 | حسنا :) | نظرات

هیچی فقط خواستم بگم هایلایتر پنتر نخرید رنگ میده از پشت کاغذ :/ 

18 دی 96 ساعت 09:29 | حسنا :) | نظرات